شروع دوباره زندگی از صفر مطلق: چوب زندگی بخش

شروع دوباره زندگی

سلام من فرهاد خمسه هستم

یه کارگری که ۲۰ ساله فکر میکنه حقش کارگری نبوده و داره مدام تلاش میکنه که شغل بهتری پیدا کنه.

میدونید من ۱۰ ها استارت آپ داشتم که همش شکست خورد. چرا ؟ چون من تسلیم نبودم من مدام داشتم فکر میکردم که اگه نشه چی؟

من ترس نرسیدن و ولع رسیدن داشتم .

این شعر حضرت مولانا که میگه

 

<هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر *** آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر *** رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر>

 

تدبیر کردن یعنی همون "اگه نشه چی؟ مگه میشه آخه؟" و هزار جور فکر پوچ دیگه . آقا تو چکار داری، به علاقت توجه کن. راه، خودش تو رو میکشه سمت خودش.

حالا نزدیک ۴۰ سالگی هستم میخوام یه کار رو انتخاب کنم و درست پیش برم. نه عجله برای رسیدن نه ترس نرسیدن. بدون سرمایه، بدون دانش و بدون توجه به گذشته که رشته تحصیلیم چی بوده و سنم چقدره و ... میخوام بر اساس علاقه ام به چوب با یه تیغ موکت بر شروع کنم به کار با چوب.

برعکس همه افکار پوچی که کردن تو مخ ما. میخوام فکر نکنم، میخوام فقط عمل کنم.

و میخوام لذت ببرم و لحظه های زیبای زندگیم رو با شما به اشتراک بزارم.

روزهای بسیار سخت و پر استرسی داشتم چند وقتی هست دارم بدون هدف چوب رو میتراشم و این باعث شده الآن خیلی خیلی آروم بشم و اونقدر خوشحال هستم که دوس دارم با همه به اشتراک بزارم.

با من همراه باشید برای تجربهٔ یک مسیر جدید، با همهٔ زمین خوردن‌ها و لحظه‌های زیبایش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *